تبليغاتX
تئاترحرفه ای و نقد هنرهای نمایشی - سیاه در تئاتر
در خصوص تئاتر و نقد تئاتر و تلویزیون و سینما و مطالبی در خصوص بازیگری,نویسندگی,کارگردانی و نقد
شاید بتوان گفت که سیاه بازی تنها تئاتر ایرانی است  ومتعلق به ما که سابقه ای بیش از ۳۰۰ سال دار داماآن طور که باید به آن توجه نمیشود. سیاه با آن ظاهره عاقل اندر سفیه،آینه تمام نمای اجتماع و وجدان آدمهاست .او انسان را در برابر خودش به نظاره میگذارد .سیاه با آن زبان شیرینش و حرکات دل نشینش طنز ی تلخ وگزنده را به کاممان میریزد و ما را به فکر وامیدارد. سیاه همیشه معترض است و این اعتراض نه برای براوردن حوایجش ،بلکه برای فهمیدن و رسیدن مردمان به خواسته های بحقشان  است که توسط او بر صنحه جاری می شود . سیاه با طنزی نیش دار اغنیا وبه اصطلاح  اربابان را به باد تمسخر گرفته و موجب شادی تماشا کنان میشود. حرکاتش در نوع خود بسیار ظریف و حساب شده است و نیش شیرینش که چون نوش دارو ایست بر دردمردمان خسته از ناکامی های روزگار ونامرادیها و نامردمی ها چه خوش به عمق جان می نشیند. سیاه همواره به روز است ومسایل مبتلابه جامعه را مطرح می کند . واینگونه است که پتر بروک استاد مسلم دنیای تئاتر در جشنواره اونیون فرانسه که یکی از معتبرترین جشنواره های بین المللی تئاتر در دنیاست ازسیاه بازی  به عنوان یک تئاتر مدرن یاد میکند .او سیاه بازی را یک تئاتر مدرن می داند ودران جشنواره در برابر هنرمندان معتبر وبرجسته تئاتر دنیا دست سعدی افشار را می بوسد و او را یک بازیگر کامل وصاحب سبک می خواند ودر برابر او و تواضعش و استادیش و هنر بازیگریش سر تعظیم فرو می اورد . و اما اکنون سیاه ما کجاست ؟چه بلایی بر سر تئاترپارس آمده است؟چه کس یا چه کسانی میتوانند جای سعدی افشارها را بگیرند؟وچگونه است که این تئاتر ایرانی در بوته فراموشی های زمان کم کم از یاد میرود .چگونه باید وسعت این گونه ی تئاتری را در یابیم و اگر کمی تعمق کنیم  مثلا می توانیم  زمینه های رقص بریک را که در دنیا همه گیر شده است در همان رقص سیاه ببینیم.این واقعیتی است که نمی توانیم ان را نادیده بگیریم. چرا زمانیکه این گونه نمایشی وسعتی به اندازه انسوی ابها را داردخودمان از ان استفاده نکنیم و بهره نبریم . می توانیم این گونه نمایشی را به روزتر کنیم.وبه عنوان یک هنر با هویت ایرانی در عرصه تئاتر به دنیا معرفیش نمائیم . چرا بگذاریم سعدی افشارها در پستوی تنهایی خودشان غریبانه انتظار صحنه را بکشند . ما سال  تا سال به سراغشان هم نرویم .یادمان باشد اگر اینان را در نیابیم زود باشد که ببینیم دیرشده است .وانگاه دیگر دریغ سودی نخواهد داشت . و براستی که انگاه چقدر دیر شده است .    
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 21:42  توسط سید علی تدین صدوقی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سید علی تدین صدوقی نمایشنامه نویس, منتقد و کارگردان تئاتر عضو انجمن کارگردانان خانه تئاتر, عضو بین المللی کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و....

نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM